تیم دیواره زمستانه علمکوه 92

 

تیم دیواره زمستانی علم کوه تا چند روز دیگر راهی منطقه خواهند شد. نفرات این تیم هفت نفره بیش از هشت ماه است که به شکل غیر رسمی و حدود شش ماه به شکل متمرکز و مدون برنامه های تمرینی خود را انجام داده اند. نتیجه این تمرینات علاوه بر بعد آمادگی جسمانی، گشایش چندین مسیر بلند و کوتاه بر روی دیواره های متنوع کشور بوده است. تقریبا تمامی نفرات تیم از مربیان و مدرسان سنگنوردی – برف و یخ – اسکی- جی پی اس و دارای تجربه قابل توجه در صعود های بلند و برنامه های فنی مختلف هستند. هدف این تیم تلاش بر روی مسیر لهستانی های 48 است که اولین تلاش زمستانی بر روی این مسیر محسوب می شود.

 

نفرات تیم زمستانی دیواره علم کوه:

احسان پرتوی نیا (سرپرست) – خانه کوهنوردان کرج

مهدی فرهادی – باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند

امین معین – خانه کوهنوردان تهران

حامد حواله دار نژاد- خانه کوهنوردان تهران

فرشاد میجوجی-  قزوین

سعید آقاکاشی-  قزوین

علی مصباحی – باشگاه کوهنوردی همت شمیران

.........................................................................................................

اطلاعات بیشتر در مورد این برنامه در وبلاگ : گرین مونت

..........................................................................................................

نامه حسین بلنداختر به بچه های این تیم:

:

سلولهای پر توان صعودم هر لحظه باشماست ... کاری پر عیار در آستانه اجراست!

تیم دیواره نوردی, علم کوه - زمستان 1392

برای همه شما بهترینها رو آرزو میکنم و تنها جملم اینه که "علم کوه سر جایش باز پابرجاست"

در جریان دقیق تمرینات آماده سازی امسال این تیم جوان و پر انرژی نبودم, اما به این اعتقاد دارم که نیمی از آماده سازی, به رسوب تمرینات در سالهای گذشته مربوط میشه ...

برخی از نفرات تیم, رسوبی بسیار بالا و مثبت دارند و توقع من از اونها بیش از بقیه هست!

توجه رو به "ابرها و سنگهای غلطان" 9 و 10 جلب میکنم ...

واقعیت این است که نخبگان ما, خیلی خوب نیست که تمرکزشان از اصل هدف معطوف به مسائل مالی و جور کردن تجهیزات برنامه فوق باشد .... امیدواریم این هست که این تیم سرحال, از نظر روحی و جسمی به پای دیواره برسه.

برای همه نفرات تیم آرزوی سلامت میکنم.

فرشاد
فرشاد عزیزم
با سن بسیار کمی که داری, کوهی از تجربه هستی و احسان عزیز شما نیز مویی سفید کردی در این مکتب. مثل همیشه پرتوان باش.
سعید گل و یاره بهترین همطنابم, تبحر و هوش تو همیشه برام ستودنی بوده و ازت بیشترین توقع رو در اجرای شعور تیمی دارم ... تو کاملا با ذهن مثبت و دیدی مثل عقاب صعود میکنی, مانند فرشاد.
امین جان, تبریک برای پیوندت ... سابقه صعودت بهترین یاره این تیم هست. مثل همیشه قدرتمند باش.
علی جان, برادرم  میدونی که از روز اول در کلاس بهت چی گفتم ... تو بسیار آینده روشنی داری. مثل همیشه در خدمت تیم باش.
حامد دوستداشتنی, معرفت تو و درایت تو در کاره تیمی الگوست ... توانت پایدار, هوای هم رو داشته باشید. حامد جان مشتاق دیدارتم.
و اما مهدی ...
مهدی جان, یاره روزهای سخت ...
مرد صبور و همکار
موتور تیم باش, مثل همیشه
پیوستگی شما بی نظیره.

خواهشم در اجرای دقیق و زیبای هدفه ارزشمنده شماست.

حتی اگر نتیجه, تا پای شکاف یخی دیواره شمالی نیز باشد, برایم پرافتخارید ... چون حرکتی را انجام داده اید که مثل قویترین عضو یک تیم دونده امدادی ... نگاه همه ما به شماست ... نه فقط برای ثبت یک رکورد در تاریخ! نه برای کسب نتیجه تاپ, بر آخرین طول دیواره! ... تنها فقط برای ادامه این مسیر امدادی در تاریخ کوهنوردی کشورم.

به تاروپود کوهستان توجه کنید!

پاینده باشید.
دوست شما حسین بلنداختر

.............................................................................................................

آناپورنا:

برای این تیم اول سلامتی و دوم موفقیت و رسیدن به هدفشان را آرزومندم.

 امین جان! عشق، تلاش و پیگیرهایت در رسیدن به این هدف بزرگ را تا امروز از نزدیک شاهد بوده ام. امیدوارم در راهی که پیش رو داری سربلند باشی و در هر لحظه خدا نگهدارت باشد.

/ 31 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویا قدیمی

سلام آنای عزیزم آرزوی موقیت و تندرستی دارم برای این تیم انشاء ا.. که با موفقیت صعود کنند و به سلامت برگردند. از اینکه در صعود سراسری ساوه دیدمت خیلی خیلی خوشحالم موفق و پایدار باشی عزیزم .[گل]

آنا

سلام زهرا خانوم. یادمه یکبار اومدم براتون کامنت گذاشتم و نسبتا طولانی هم بود اما ارسال نشد و بعدش هم اینترنت قطع و وصل شد. کلا هم بگم که این روزها به خاطر یک سری تغییر تحولات در زندگیم یه کم سرم شلوغه بوده و به بزرگی خودتون ببخشید که جوابتونو ندادم. محمود از دوستان خوب پدرم بوده و من هم چند بار افتخار همنوردی با ایشون رو داشتم. یکی از بهترین خاطراتی که با ایشون دارم زمستان 83 بود. وقتی که توی اردوهای اورست شرکت کرده بودم اما هیچ حمایتی از طرف خانواده ام نمیشدم. وسایل و تجهیزاتی نداشتم. برای اردوهای اول و دوم از طرف هیئت و آقای جلالی و آقای امینی کفش و کیسه خواب و لباس گرفتم اما بعد بهشون پس دادم. فکر نمیکردم برای اردوی سوم هم انتخاب بشم. اما انتخاب شدم و دیگه روم نمیشد برم دوباره ازشون وسیله بخوام.

آنا

ادامه: خلاصه اینکه محمود به دادم رسید و بهم لباس گورتکس داد و من آماده رفتن به برنامه بودم. قبل از سفر با مادرم رفتیم بازار تا آخرین خریدهایم را انجام دهم که اتفاقی ایشون رو در حال رد شدن از خیابون ملک دیدم. دوباره پرسید چیزی کم و کسری ندارم؟ گفتم نه. ولی همونجا ساعت ارتفاع سنجشو از دستش باز کرد و داد به من و گفت شاید به دردت بخوره .... [ناراحت]

ع.رضاپور

انای عزیز جواب کامنت تو وبلاگ علی بیات نوشتم امیدوارم برداشتم از حرفات درست بوده باشه موجب ناراحتیت نشه اما شاید بهتر بود بعد از 3 سال این موضوع با یه لبخند فراموش بشه مثل ما که فراموشش کردیم و هیچ چیز بعدش نگفتیم ...در هر حال اگه قصوری از ما بوده از شما پوزش می خوایم ...برای امین عزیزم ارزوی موفقیت داریم هم دوست خوب ماست وهم استانی ما البته شمام کم همدانی نیستید فقط همدان که میاید ما خدمت نمیرسیم با عرض ارادت اما در جواب انای عزیز... در اون روزهای شلوغ متوجه دلخوری وناراحتی شما شدیم اما بخاطر کار زیادی که د رصعود بر عهده ی ما بود وقت دلجوی از شما نشد از شما پوزش میخوام اگر تقصیری از طرف ما بود...اما درباره ی صحبت هاتان بعد از 3 سال... در کل باز کردن سر زخم کهنه به صلاح نیست ولی اگر انفدر سوزناکه پس حرفهای ما شاید مرحمی باشه ...شما که خودت در جریان ماجرا بودی و دیدی اون جماعت تهدید کن که عقده کیاست و ریاست بی هیچ صلاحیتی و داشتن اون جماعت طایفه زی طایفه باز چطور از چند روز قبل از مراسم مضحکه ی تهدید و تخریب و اغاز کردن و از تهدید دستگیری برهم زدن مراسم گرفته تا ... اعصاب فواد و مارو بهم ریختن ...اما اما

ع.رضاپور

اما اما ما دوست داشتیم طرف حق باشیم چه فایده اش به اندازه ی یه ارزن باشه په ضررش به اندازه ی کوه وتا اخرش پاش موندیم ... ما نیامدیم که مثل دوستان به قول شما متهم شده به مافیای شما از اسپانسر مبلغ شش صفری بگیریم درامدمون از برگذاری فلان صعود بیشتر از هزینه اش بشه که صعودش تو صعود سال بعد انقدر جالب باشه براشون که سال بعد به هر راهی دست بزنن تا دستشون از این خان نعمت و شهرت کم نشه ... ما که حسابمون پاکه و جیبمون خالی ...انای عزیز اگر به نظر شما اجازه ندادن به عده ای برای اینکه برای بقیعه تعیین تکلیف کنن خودشون ریس و صاحب افکار جماعت بدونن به گروهی اجازه ندادن که از صبوری وسادگی بقیعه سو استفاده کنن سخت گیریه پس طایفه گری و تهدید و بر هم زدن جمع دوستانه و استفاده کردن از حسن نیت ادمای پاک دلی مثل شما برای کسب شهرت و... برای خودشون چیه؟سادگیریه ؟

ع.رضاپور

نه دوست عزیز اونا تصور مردن ما یه مشت بچه شهرستانی هستیم با یکم تهدید و ووو مارو ادم خودشون میکنن اما دریغا که ما جماعت حق پرست بودیم په اون حق فایده ی به اندازه ی یه ارزن برای ما باشه.من تا لحظه ای که عمر دارم به اون کار کوچیکم افتخار میکنم همیشه یادم میاد که طرف حق و گرفتم ...انای عزیز سخت گیر نبودیم اوناهای که حق خودشون و ندیدن اسونگیر بودن.مشکل شما هم این بود که خیابون و داشتی برعکس میومدی ... کسی که بدی میکنه جوابش خوبی نبوده ونیست جواب کلوخ انداز همیشه سنگ بوده بهتر ادم نگاه کنه ببینه ماشینی که سوارش شده کدوم جهتی میره هدف شمام رسیدن بوده اما راننده ناشی برای مسافرش خطرناکتره تا خودش بهرحال دوست عزیز ما که از اینکه نذاشتیم حق کسی پای مال بشه در مساله که همه به اندازه ی هم سهم داشتیم شرمنده نیستیم

فواد

سلام ... در مورد صعود قلم باید بگم که بله مافیا وجود داشت . من اسمش رو مافیای آنا نمی گذارم ولی بودند عده ای که خودشون رو تصمیم گیرنده و مرکز تفکر و بنیان گذار و همه کاره صعود قلم میدانستند . در صعود ششم این تابو به رغم تهدیداتی که بر علیه شخص من وجود داشت شکسته شد . یادمه خود خانم فراهانی به دلیل همین تهدیدات حتی از کاندیداتوری صرف نظر کردند . این جا باید از ایشون پرسید که آیا تهدید از جانب برگزار کنندگان صعود ششم بوده یا خیر؟ و اگه خیر پس چرا در موردش سکوت میکنند ؟ مطلب دوم این که نوشتن پیشنویسی برای این گردهمایی خواست میزبان ششم نبود بلکه نیاز و خواست همگانی بود . پس از همه این چالش ها که آوردنش در این مطلب نمیگنجد و تاحدودی شاهدش بودید دیدید که صعود هفتم راه خودش رو باز کرد بدون این که خط مشی از گروه قبل به اون تحمیل بشه ...

فواد

بقیعه در وبلاگ دیار الوند مطلب صعود قلم

محمد جاويدان پور

سلام همنورد خوبي انشاا... كه هميشه شاد و سرحال كنار يكديگر باشيد.صعود خوبي رو براي يكايك همنوردان و كوهنوردان در هرنقطه اي از كشور كه هستند از درگاه خداوند طلب مي كنم. وقتي همت كوهنوردان ايراني رو مي بينم بسيار خوشحال ميشم انگار من هم در كنار اينها مي خوام صعود كنم البته شتر در خواب بيند پنبه دانه.[خوشمزه] انشاا... پيروز و سربلند و با افتخار صعود كنند و برگردند.[اوه]